Friday, July 31, 2009

شب داغونی ها!

دلم می‌خواد از الان که ساعت 12 هست تا فردا صبح داریوش گوش بدم!!!!!

این همه جوخه،‌این همه دار،‌این همه مرگ،‌این همه عاشق خفته در خون!
این همه زندان این همه درد،‌این همه خشم، نعره‌‌هایت کو خاک گلگون؟
شب هق‌هق،‌شب پرپر زدن چلچله‌هاست، از غزل گریه پرم،‌ خانه‌ی هم غصه کجاست؟

No comments:

Post a Comment