
توی قاب خیس این پنجرهها
عکسی از جمعه غمگین میبینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا!
تو چشماش ابرای سنگین میبینم!
داره از ابر سیاه خون میچکه!
جمعه ها ی خون جا بارون میچکه!
نفسم در نمیاد، جمعه ها سر نمیاد!
کاش میبستم چشمامو،این ازم بر نمیاد!
داره از ابر سیاه خون می چکه!
جمعه ها خون جاری بارون میچکه!!
عمر جمعه به هزار سال میرسه!
جمعه ها غم دیگه بیداد می کنه!
آدم از دست خودش خسته میشه
با لب های بسته فریاد می کنه
داره از ابر سیاه خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون می چکه!
جمعه وقت رفتنه،موسم دل کندنه
خنجر از پشت می زنه اون که همراه منه!
داره از ابر سیاه خون می چکه!
جمعه هاخون جای بارون می چکه!
عکسی از جمعه غمگین میبینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا!
تو چشماش ابرای سنگین میبینم!
داره از ابر سیاه خون میچکه!
جمعه ها ی خون جا بارون میچکه!
نفسم در نمیاد، جمعه ها سر نمیاد!
کاش میبستم چشمامو،این ازم بر نمیاد!
داره از ابر سیاه خون می چکه!
جمعه ها خون جاری بارون میچکه!!
عمر جمعه به هزار سال میرسه!
جمعه ها غم دیگه بیداد می کنه!
آدم از دست خودش خسته میشه
با لب های بسته فریاد می کنه
داره از ابر سیاه خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون می چکه!
جمعه وقت رفتنه،موسم دل کندنه
خنجر از پشت می زنه اون که همراه منه!
داره از ابر سیاه خون می چکه!
جمعه هاخون جای بارون می چکه!
No comments:
Post a Comment